شعر/حسین تنها
حسین تنها
گویــند حســـین بی پــــسر می گردد
شــــهزاده ی او دور پـــــــدر می گردد
ای جــــن و ملک مــــدد به او می باید
همــــنام علی شکسته سر می گردد
آن طـــفل رضــیع و کودک شش ماهه
مشـــتاق به آن تیرِ سه سر می گردد
عــــبدالَه و قــــاسم آن یتیمان حسن
چون ساقه گل شاخه ی تر می گردد
عــــــــباسِ علـــمدار و برادرهــــــایش
قــربانی اربــــاب و قــــــــمر می گردد
از جـــمع بنی هاشم و اصحاب غـــیور
هر یک به مصاف عشق سر می گردد
هاشم مالکی
30/9/91
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 21:8 توسط هاشم مالکی
|
این وبلاگ، نسخه دیگری از بوی سیب است، با طعم بلاگفا