شعر/یا علی مدد

يا علي مدد

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

عشق هم با عاشقي دمساز شد

گفت آن شب با حسن مولا علي           

اين بود ختم كلام منجلي

با سه كس هرگز مكن بد اي پسر

با يتيم و با اسير و در به در

حق قرآن و يتامي كن ادا

بعد آن حق فقيران كن جدا

بعد من بر قاتل من رحم كن

با يكي ضربت قصاص از وَهن كن

وانگهي رو كرد بر اطفال خود

آگهي دادش ز قصد و حال خود

هر يكي را او همي انذار كرد

تا كه رو را جانب آن يار كرد

گفت عباسم مبادا روز عَشر

گردد امداد حسينم از تو ترك

اين تو و اين دشمنان بي حيا

اين تو و اين كودكان بينوا

كن حمايت از زُرار مصطفي

تا شوي محبوبِ يار مصطفي

زان پس او آهي كشيد و بي صدا

كرد هجرت سوي مولايش خدا

هاشم مالکی

روز 20 رمضان سروده شد

10/7/86

شعر/بهار آمد خوش آمد

بهار آمد خوش آمد

بهار دل نشین آمد، خوش آمد

 

نگار گل نشین آمد، خوش آمد

گل و بلبل به همراه شکوفه

 

به تزیین زمین آمد، خوش آمد

شود هر ساله نو گلهای بستان

 

به تدبیر مکین آمد، خوش آمد

دوباره می رسد هنگام تغییر

 

گل و بلبل ببین آمد، خوش آمد

پس از خشکیدن برگ درختان

 

گل و سبزه چنین آمد، خوش آمد

تقلّب در زمین و در زمان شد

 

تدبّر از امین آمد، خوش آمد

چه خوش باشد تحوّل در دل من

 

که احسن با امین آمد، خوش آمد

کند سر سبز رُخسار زمین را

 

خدا در گل ببین آمد، خوش آمد

مگر فصل دگرگونی نگشته؟

 

چرا گشته، پس این آمد، خوش آمد

اگر ساقی مرا جام جمی داد

 

به لطفش از رهین آمد، خوش آمد

کنون ایام عید و فصل گل شد

 

زمین را این چنین آمد، خوش آمد

طرَب، شادی، شِکَر، شُکر

 

خدا را آفرین آمد، خوش آمد

شود آیا گل یک دانه آید؟[1]

 

بگویم هُش که هین آمد، خوش آمد؟

گر از هاشم ندائی بر نخیزد

 

بگو مولای دین آمد، خوش آمد

 

این شعر در 14بیت تقدیم به 14 معصوم(ع) در روز میلاد نبی مکرم اسلام و صادق آل محمد سروده شد

قم مقدسه- 13/12/88

هاشم مالکی[2]



[1] - منظور از آن گل، حضرت ولی عصر(عج) می باشد که با آمدنش زندگی بشریت بهار می شود

[2] - این شعر در وبلاگ روستای خیارج نیز به نمایش در خواهد آمد:   www.khiaraj.parsiblog.ir

ادامه نوشته

شعر/یار من

800x600

يار من

آفتاب پس پرده، انتظار من و توست

سايه‌هاي غم واندوه، غبار من وتوست

من نه تو منتظريم، بلكه او منتظر است

از براي فرجش، چشمهايش به در است

اذن مولا چو رسد، يك شبي در عرفات

يا كه آنسوي منا، شده هنگام برات

وجه او منبسط و، دست او رو به خدا

شاكر از لطف ولي، منتظر بهر ندا

اي خداي خوب ما، كم نمودندت دعا

عارفان راه حق،‌ بهر امداد و لقا؟

پس كي آيد سوي ما، ابن نرجس يا حسن

تا گشايد پرده‌ را، از فضاي باز تن

يا بپوشد جامه‌اي، ازحرير و با فَرح

تا نمايد عزم رَزم، با سِلاح و با زِره

نسل دشمن بر كَند، از زمين و از زمان

نسل نو از بر كُند، در ميان اين جهان

اشتياق ديدنش، روز افزون مي‌شود

زانكه او را مادرش، ماه گردون مي‌شود

يا رب آن ماه منير، آن مه شبهاي تير

از من و مَنهاي پير، مي نگردد دل اسير

 

 22/9/86

هاشم مالکی

 

ادامه نوشته

شعر/پند نیکو

800x600

پند نِِیکو

14 بیت  شعرعربی به نیت چهارده معصوم(ع)

أهدی هذَا الشّعر إلی رَسولِِِ الله(صلی الله علیه وآله) و الأئمةِ المعصومینَ (علیهم السلام) مِن وُلدِه والعُلماءِ و الشُُّهداء، سیما إمامِنا الخُمینی(ره) و مَراجِعِ العِظام، سِیما حَضرتُ آ یةِ الله العُظمی السّید مُحمّد الفاضِلِ اللّنکرانی(ره) و وَابنُهُ الفاضِِل، اُستاذی الکَریم، السّید مُحمّد جَوادَ الفاضِلِ اللّنکرانی(حفظه الله) الذی بشّرَنی بِهذا وَ اَعانَنی عَلی شِعری وَ سَائرِ أساتِذَتی، هذا أوّلُ شِعرٍ أنشَدتُ فِی حُبِّ آلِ مُحمّدٍ  بکلماتِهم و القرآنِ العظیم (1)، بلِسانٍ عَربی مُبینٍ(2).

 

المَوعِظةُ الحَسَنَة (3)

پند نیکو

فَإن فَعَلتَ ما بِهِ العلامَة

فَالنّدمُ حَقٌّ لَکَ وَالمَلامَة (4)

«اگر کاری که علامت ممنوع دارد، انجام دادی پش یمانی و ملامت حق توست»

الظّلمُ وَ العِجلَة خُلقُ الإنسان(5)        

فی التّرکِ عَن مَفاسِدٍ سَلامَة(6)

« ستم و عجله از خلقیات انسان است، در ترک از مفاسد سلامت شماست»

لا تَقربُوا الصّلوةَ فی الکُسالی(7)

هذا وَ إن صَعبٌ وَ لکِن هَامَة(8)

«در حالیکه کسالت دارید نماز نخوانید، ا ین کار هر چند سخت است و لکن بهتر است»

الفَضلُ فی الصّلوةِ بِالجَماعَة(9)

وَ لکِن إن کانَ مَعَ الإمامَة(10)

«فضل در نماز به جماعت است، و لکن اگر آن نماز با اعتقاد امامت باشد»

إنَّ کِتابَ اللهِ حَقّ(11) و لکن

اللهُ  یهدی مَن لَهُ الإمامَة (12)

«همانا کتاب خدا قرآن حق است، لکن خداوند کسی را که معتقد امامت هست هدا یت می کند»

للهِ أسماءٌ حَسَن(13) وَ ما هُنّ

هَلِ النّبی وَابنائُهُ العِظامَة(14)

«خداوند اسمها ی ز یبائی دارد، آنها کدامند؟ آیا پیامبر و فرزندان بزرگوارش نیستند؟»

وَ جالِسِ العالِمِ وَ اهلِ تَقوی(15)

 یز یدُ فی عِلمِکَ لا نَدامَة(16)

«با علما و اهل تقوا همنشین باش، چرا که بر علمت می افزا یند و پشیمانی ندارد»

عَلامَةُ الدینِ بِصِدقِ الحَدیث

وَفاءُ عَهدٍ مَعَ رَحمِ العامَة(17)

«نشانه دین راست گوئی ، وفای به عهد، همراه با رحم بر عموم مردم (ضعیفان) است»

قَد کانَ فی رسُولِ حقٍّ اُسوَة(18)

کانَ سِراجُ المُؤمِنینَ العامَة(19)

«به تحقیق در رسول خدا الگویی هست، او چراغ هدایت برای عامه مردم است»

وَ  ینبَغی لِلمُؤمِنینَ الطاعَة(20)

عَنِ النّبی وَ عَن عَلّی لاَ العامَة(21)

«و سزاوار است برای مؤمنین پیرو ی کردن، از پیامبر و علی، نه عامه مردم »

النّاسُ مَشغولٌ بِدُنیا (22) وَ هل         

کانَ لکَ الشّغلُ بِهِ القیامَة (23)

«مردم مشغول امور دن یا یند، و آ یا برا ی تو مشغول یت ی به آخرت است؟»

کُونُوا لَنا زیناً وَ لا تکونوا

شیناً بِلا فَضلٍ و لا کَرامَة (24)

«زینت برا ی ما باشید و ننگ نباشید، بدون فضل و کرامت»

إن شَکّ فی فِعلِ أخیکَ مُؤمِن

الأصلُ فی فِعالِهِ السّلامَة(25)

«اگر در کار برادر مؤمنت شک کردی، اصل در کارهای او سلامت و صحت است»

العِلمُ والتّقوی جَناحُ الطّالِب(26)        

هل کَانَ فَضلُ العالِمِ العَمامَة

«علم و تقوا دو بال برای طالب علم است، آیا فضل عالم به عمامه است؟»

 

اثر الحقیر الفقیر: هاشم المالکی القزو ینی الخیارجی(27)

پی نوشت:

(1) سوره حجر / 87   (2) سوره شعراء/195  (3) سوره نحل/125  (4) بحارالأنوار/74/ 212    باب وصية أميرالمؤمنين إلى الحسن  (5) سوره نساء/28 و سوره انبیاء 37  (6) مستدرك‏الوسائل/17/42/ باب تحريم العصير إذا أخذ مطبوخا  (7) سوره نساء /142   (8) سوره بقره/45  (9) سوره بقره/43  (10) الكافي/2/18 / باب دعائم الإسلام (11) تهذيب‏الأحكام /9/174/  باب الوصية و وجوبها (12) سوره رعد/7  (13) سوره اعراف/180و طه/8 و اسراء/ 110 و...(14) بحارالأنوار/25/4/ باب بدو أرواحهم و أنوارهم (15) مستدرك‏الوسائل/8/328/ باب استحباب صحبة خيار الناس (16) بحارالأنوار/ 1/198/ باب سؤال العالم و تذاكره (17) الكافي/ 2/ 669/ باب حسن الصحابة و حق الصاحب (18) سوره احزاب/21 (19) بحارالأنوار/36/217/ باب نصوص الله عليهم من خبر (20) سوره نساء /59 (21) سوره مائده/55 (22) الكافي/ 5 /312/ باب النوادر (23) بحارالأنوار/70/131/ باب حب الدنيا و ذمها (24) وسائل‏الشيعة/12/ 8/ باب وجوب عشرة الناس حتى العامة (25) المقنعة /710 (26) من‏لايحضره‏الفقيه/4/402/ و من ألفاظ رسول الله  (27) وبلاگ بوی سیب:   HTTP://PURYA.PARSIBLOG.IR

شعر/استاد من

استاد من

این چند بیت تقدیم به استاد معظم، حاج شیخ جواد آقای فاضل لنکرانی

چه گویم فضل تو، خود فاضل استی

ز علم و فضل و دانش، کامل استی

به قول شیخ قزوینی [1]چه خوش گفت

تو آقائی و آقا زاده اما، قابل استی

اصول فقه، فقه و فلسفه، علم درایه

تو بر مجموعه ی آن، عامل استی

خلوص و حلم و تقوایت هویداست

و شاید آن کتاب آسمانی، حامل استی

تو سنگربان دین و علم و فقهی

به حفظ علم دینت، نائل استی

گر از هاشم نداری شکوه اما

دعایش کن، که بر آن قابل استی

 

15/12/88

هاشم مالکی

 



[1] - حضرت آیت الله آزاد قزوینی

ادامه نوشته