يا علي مدد

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

عشق هم با عاشقي دمساز شد

گفت آن شب با حسن مولا علي           

اين بود ختم كلام منجلي

با سه كس هرگز مكن بد اي پسر

با يتيم و با اسير و در به در

حق قرآن و يتامي كن ادا

بعد آن حق فقيران كن جدا

بعد من بر قاتل من رحم كن

با يكي ضربت قصاص از وَهن كن

وانگهي رو كرد بر اطفال خود

آگهي دادش ز قصد و حال خود

هر يكي را او همي انذار كرد

تا كه رو را جانب آن يار كرد

گفت عباسم مبادا روز عَشر

گردد امداد حسينم از تو ترك

اين تو و اين دشمنان بي حيا

اين تو و اين كودكان بينوا

كن حمايت از زُرار مصطفي

تا شوي محبوبِ يار مصطفي

زان پس او آهي كشيد و بي صدا

كرد هجرت سوي مولايش خدا

هاشم مالکی

روز 20 رمضان سروده شد

10/7/86