شعر/بسم رب العشق
بسم رب العشق
اسم رب عشق
بار سنگين وظيفه
موج رنگين قطيفه
چشم صياد حريفان
دست فرياد ظريفان
ساقهي خشكيدهي ني
سايهي رنجيدهي دي
برگ ريزانِ اقاقي
خُمرهي لرزان ساقي
نالههاي كودك من
نامههاي يك يك من
سرو تا زانو خميده
برگ زردآلو نديده
غنچههاي سبز و پرپر
لالههاي تازه در بر
جمله از داغ غم تو
گشته در باغ يم تو
خشك و مهدوم و كلافه
مشك و معشوق و جزافه
آنكه صبرش بيش باشد
وانكه نوشش نيش باشد
طاقت از كف ميربايد
جامه از تن ميزدايد
بهر ديدار تو جانا
مهر صد بار تو با ما
پس كي آيد وقت ديدن
بس نشايد خود رميدن
غصهي پروانههايم
قصهي آن نامههايم
جمله از مهدي بگويند
سبحه از منجي بجويند
يا رب آن يار دلارا
تا دگر جمعه بده ما
پوريا
19/8/86
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 23:12 توسط هاشم مالکی
|
این وبلاگ، نسخه دیگری از بوی سیب است، با طعم بلاگفا