800x600

بسم رب العشق

اسم رب عشق

بار سنگين وظيفه

موج رنگين قطيفه

چشم صياد حريفان

دست فرياد ظريفان

ساقه‌ي خشكيده‌ي ني

سايه‌ي رنجيده‌ي دي

برگ ريزانِ‌ اقاقي

خُمره‌ي لرزان ساقي

ناله‌هاي كودك من

نامه‌هاي يك يك من

سرو تا زانو خميده

برگ زردآلو نديده

غنچه‌هاي سبز و پرپر

لاله‌هاي تازه در بر

جمله از داغ غم تو

گشته در باغ يم تو

خشك و مهدوم و كلافه

مشك و معشوق و جزافه

آنكه صبرش بيش باشد

وانكه نوشش نيش باشد

طاقت از كف مي‌ربايد

جامه از تن مي‌زدايد

بهر ديدار تو جانا

مهر صد بار تو با ما

پس كي آيد وقت ديدن

بس نشايد خود رميدن

غصه‌ي  پروانه‌هايم

قصه‌ي آن نامه‌هايم

جمله از مهدي بگويند

سبحه از منجي بجويند

يا رب آن يار دلارا

تا دگر جمعه بده ما

 

پوريا

19/8/86